واقعا هیچ اتفاق خاصی تو زندگیم نمی افته !!!!
از صبح تا شب هم هیچ کار مفیدی که به درد دنیا یا آخرت بخوره انجام نمیدم!
5شنبه هفته قبل مامان مهمونی پاگشا گرفته بود برامون و 5شنبه ی این هفته هم بابابزرگی دعوتمون کرده! دیشب هم رفتیم خونه ی خاله ام شام موندیم و کلی با تلویزیون 3Dیشون ور رفتیم و متوجه شدیم که چقد الهام و داداشش ندید بدیدن!!!!
همشم 2تا عینک داشتن که ما هی از چشای همدیگه می کشیدیم که خودمون ببینیم !
البته ناگفته نماند خاله خانم خودش از همه بدتر بود انگار نه انگار مثلا ما مهمونیم زشته جلو ما !!! حق هم داشت تازه چند ساعت قبلش آورده بودنش و نصب کرده بودن براشون!
امشب هم نقشه کشیده بودیم بریم خونه ی اون یکی خاله ام مهمون شیم که امروز صبح مامان زنگ زد و گفت مادربزرگ شوهر خاله ام فوت کرده و عیشمون کنسل شد و دیگه هیشکی به ذهنمون نمی رسه که امشب بریم سرش خراب شیم! باید یه جور دیگه خودمون رو سرگرم کنیم !
شنبه عصر یه گلدون شمعدونی خریدیم دوتا گل هم داره ! خیلی براش غصه می خورم آخه اونجا تو گلخونه زندگی می کرد . حالا من می خوام بزارمش تو بالکن که هوا بخوره ! روزا می ترسم بسوزه تو آفتاب یا باد از جا درش بیاره ! شبا هم می ترسم سردش بشه!! تو اتاق هم باشه کلی دلش می گیره !!! البته الان انگار خیلی حالش بهتره و رنگ و روش نسبت به روز اولی که خریدیمش یه خورده بهتره !
یه گلدون سفالی هم خریدیم گذاشتم توی بالکن ولی هنوز تصمیم نگرفتم توش چی بکارم ! آخه یه خورده اینجا باد شدیده . اطرافمون هم ساختمون بلندی نیست که جلو باد رو بگیره و کلی باد میاد ! نمی دونم چه گیاهی برای این شرایط مناسبه که بکارم توی گلدونم!هنوز در حال تحقیقم!!!
شما نظری ندارید؟؟
راستی شنیدید اسامه بن لادن رو کشتن؟؟ عجب !!!!
سلام
تلویزیون تری دی نیگاه کردی. چه شکلی بود. خوشگله!!؟؟ چه رنگی بود!!
خیلی خوکشل بود یه فیلم فضایی گذاشته بودن بعد یهو می دیدیم که سر سفینه داره میاد وسط گل قالی!!!!!! البته با عینک ها!!!
ممنون که بهم سر میزنی دوستم
چه بده آدم زندگیش یه نواخت بشه هااااا
اما یعنی به این زودی؟
آره به همین زودی!!!! باورت میشه ؟؟؟؟
سلام عزیزم
خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم
ازدواجتون رو بهت تبریک میگم خانمی
ممنون عزیزم ! شما هروقت بیاین قدمتون روی چشم!!!
سلام دوستم مرسی که به من سرزدی
من حسن کچلم که با چهل گیس جونم زندگی میکنیم از آسنایی با شما هم خوشوقتم تازه عروس خانوم خوش باشی
بله شناسایی شدین! مرسی که اومدی
نگو زندگی یکنواخت میشه. شما که دانشجو بودید باید بهتر بدونین تا منه 17 ساله
بعد از ازدواج چون فرد از شرایط مجردی و خوش گذرونی هاش درمیاد یه مدت حس میکنه دیگه کاری بره انجام نداره ولی بعد کم کم باهاش کنار میاد.
دوست داشتی توی اوقات بیکاری همین کتاب های روانشناسی ازدوا و رو بخون یا کتاب های انتونی رابینز که توی موفقیت تاثیر زیادی داره.
زیاد به یکنواختی فکر نکن که از هر چه بدت اید سرت اید.
ممنون که بهم سر زدی. موفق باشی.
چشم . ممنون!
منم از این تلویزیون خارجکی ها میخوام

بابت یک ماه و خرده ای زندگی مشترک زیر یه سقف تبریک منو پذیرا باش
مرسی . مایه اش ۵ملیون بیشتر نیس
!
واااااااااااااای - این خیلی بده - باور کن اشتباه برداشت کردی
- منظورم فقط از تفاوت فرهنگ بود. مثلن آبی قشنگه و زرد هم قشنگه - اما با هم متفاوتند. من هیچ تعصب و افتخاری ندارم به کجایی بودنم. اگر هم تعصب و علاقه ای داشته باشم روی سیده بودنمه که دوسش دارم.
معذرت میخام اگر باعث رنجش شدم. من کی هستم که بخوام کجایی باشم.
سلاااااااااااااام
ببخشید الهام جونم به خدا بی معرفت نیستم
خیلی کمتر از قبل میام نت
هم چشمام اذیت میکنه هم درس
ببخشید عزیزم
سلام خوبی الهام جونم
خونه داری چه طوره زیاد که سخت نیست
راستی من هم عاشق گل های خونگی هستم
یک کمی تخم جعفری بپاش تو گلدونت بذار همیشه تازه و طبیعیش رو داشته باشی .
سلام آیتک جونم ! خوبم مرسی! من چون زیاد عادت ندارم یه کم سخته برام! ممنون از راهنماییت . جعفری رو توی باغچه ی توی حیاط کاشتم ولی فکر خوبیه که یه نوع سبزی توش بکارم ! مرسی
ای شوهر ذلیل ...ای کسی که چشت به شوورت افتاد این دوستاتو یادت شد......ای کسی که تا چشت به شوورت افتاد این وبتم یادت شد....
کجایی دخمل تو دلم واست تنگولیده
ای وای منو کشت این غم بی اینترنتی!!

امیدوارم صد ساله بشید
ممنون دلقکی
خصوصی چطوری بزارم برات؟
تاییدش ک نکنم میشه خصوصی!!! مرسی گلم
سلام الهام جون!
به نظر من شمعدونی بکار!
هم گل میده!
رنگ گلش شاده!
هم چون ساقه اش کلفته دربرابر باد مقاوم میمونه!
راستی من یه دونه اپ گذاشتم راجع به قوانین وبلاگی و خوشحال میشم بیای و بخونی!
رمزم اگه یادت رفته بگو تا بهت بدم!
پس بیای ها؟
منتظرم!
مرسی دنیز گلم ! دارم میام ببینم چیکارا کردی!
آخی تازه عروس!!! مبارک باشه عزیزم. اون روز من بنفش بدرنگ بودم چون فکر میکردم یه نفر تولدم رو یادش رفته اما شب که شد نظرم برگشت!!!
حالا فهمیدی چرا؟ من باید نشون میدادم که بانوی اردیبهشتم و عجول دیگه عزیزم. خوش باشی. راستی من هم یه بار توی مغازه این تی وی های تری دی رو تست کردم نمی خواستم بیام بیرون...