می بینید که عادت کردم هرروز یه پست جدید بزارم !!!!
ولی خب امروز یه کار جدید کردم !!!!
ماجرا اینه که امروز با حسن کچل رفتیم ددر!!!!( اسم واقعیش رو نمی گم چون دوست داره مستعار بمونه انگار !!!!!)
کلی عزیز دلمه کلی دوست داشتنیه کلی هم دوسش دارم !!!!!!!!!!
جریان دیدارمونو حسن کچل توی وبلاگش نوشته و من دیگه نمی نویسم که تکراری نشه ! البته منم خیلی استرس داشتم که دیر می رسم و آخرشم وقتی رسیدم که اون یه ربع جلوی بانک ملی واساده بود منتظر و من شطرنجی شدم که دیر اومدم!!!!
کلی هم یادگاری برام آورده بود که تک تکشون رو خیلی دوست داشتم ولی خودم هیچی براش نگرفته بودم !!!! کلی سرخ و سفید شدم از شرمندگی!!!!
پارک هم که نگو !!! صحنه ای شده بود متشکل از دختر و پسرهای دبیرستانی که بعد امتحاناشون ریخته بودن تو پارک و البته نقش فعال پلیس موتوری ها رو هم نباید در اینجا نادیده گرفت که بسیار باعث شادی دل ملت می شدن و ما هم هی می خندیدیم به این مناظر زیبا !
حالا یه نمونه اش رو براتون تعریف کنم!!!!!!
یه پسر فنچولی(گمونم 15یا16سالش بود) دوست دخترشو(که اونم حدودای 13 - 14 داشت) رو با یه پسر فنچول دیگه ای توی پارک دید و یه جریاناتی پیش اومد براشون و.... ما هم انگارنشستیم داریم برنامه کودک ساعت 2 ظهر جمعه رو می بینیم !!!(به خاطر رده ی سنی بازیگران می گم) نشسته بودیم نگاه می کردیم و می خندیدیم و فقط تخمه و آجیلمون کم بود !!!
خلاصه که کلی جذب ماجرا شده بودیم که یهو فنچول 16 ساله ی شماره ی 1 دوید اومد طرف ما و گفت خانوما میشه یه کم با من حرف بزنید ؟؟؟؟(قشنگ شکل التماس بود یارو)
ما هم که رسما فکمون چسبید به زمین که چی ی ی ی ی؟؟؟
پسره باز با همون حالت التماس : توروخدا پلیس داره میاد الان منو با اونا ببینه گیر میده ، خواهش می کنم با من حرف بزنید!!!!
ما:خب تورو با ما ببینن گیر نمی دن؟؟؟؟
پسره ی منگل پررو:::: نه آخه شما سنتون یه جوریه که.....حالا سازمان سنجش کجاست؟؟؟؟
خلاصه ما همینجوری بهت زده به فنچوله نگاه می کردیم که پلیسه سر رسید حالش رو گرفت!!!
پلیس : چی می گی تو؟ با خانوما چیکار داری؟؟؟
فنچول: آدرس سازمان سنجش رو دارم می پرسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (راستش من تو دلم گفتم الان می خواد بگه این مامانمه اینم مامان بزرگم)
پلیس: بیا برو ما تورو می شناسیم . یالا برو بیا برو برو بیرون. مزاحم نشو....
خلاصه بچه ضایع شد و سرشو انداخت پایین و رفت !!! دوست دختر شیرخواره اش هم یه کمی نشست بعد پاشد و رفت !!! یه نیم ساعت بعد موقع بیرون رفتن از پارک دختره رو دیدیم که یه پسره ی دیگه افتاده دنبالشو....
نصف حرفامون با کچل درباره ی این بود که عجب دوره و زمونه ای شده !!! واه واه ...
این اولین باری بود که من واقعا به اهمیت حضور پلیس و گشت ارشاد در پارک ها پی بردم !!! واقعا اگه نبودن این فسقلیا چیکارا که نمی کردن اینجاها !!! بیچاره بابا ماماناشون ، با اعتماد و امید کامل اینا رو می فرستن مدرسه مثلا...
خلاصه که به ما خیلی خیلی خوش گذشت و جای همه تون سبز بود حسابی !
خیلی ناراحتم که چرا من تو کرمان هیچ دوستی ندارم !!!!!!!!!!!!!!!!!! داشتن دوست خوب یه نعمت بزرگه !!! مثلا همین کچل اگه کرمان بود خیلی بهمون خوش می گذشت ولی الان که اینجاست من فقط میتونم وقتایی ببینمش که میام تهران! دوستای خیلی خیلی خوب دیگه ای هم دارم که متاسفانه هیچ کدومشون کرمان نیستن و اکثرشون تهران یا توی شهرای دیگه ی کرمان زندگی می کنن و من از همراهیشون محرومم!!!
خدایا چندصد تا دیگه از این دوستای عزیز دلی مثل حسن کچل بنداز تو بغل ما که خیلی به دل و جیگرمون چسبیده این یکیش!!!!!!! آآآآآمیییییییین
ای خالی بند من و میپیچونی نگو با حسن قرار مدار داشتی هاااااااااااااااااااااااااااااان؟رمز میخوای دیگه؟؟؟؟؟
دههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
چرا می زنی؟؟؟؟ کدم خالی؟؟ کدوم پیچ؟ خب اگه کامنتتو زودتر میدیدم حتما یه قرار 3تایی می ذاشتیم
کلی بازم پستت درمورد فنچول ها رو خوندم خندیدم ....فک کن...نه سن شما یه جوریه.....بچه پررو همین حرفا رو زده دوست دخترش رو بلند کردن دیگه
تعریف نبود که حقیقت رو گفتم !!!!
خدا کنه یه موقیتی پیش بیاد منم ببینمت اونم از نزدیک




خوش به حال حسن کچل بااون سر کچلش
به حسن کچل میاد که خانم خوبی باشه
خدا کنه عزیزم !!!!!!!!
آره خیلی خوب بود کچل ! خیلی دوست داشتنیه !
خیلی بامزه بود
ما کرمونیا به این ماهی!!! چرا دوست کرمونی نداری؟
اون که صد البته !!! عاشق مملکت خودمون و همشهریای مهربونمونم !!!!
مخصوصا که کرمونیا خیلی باصفا و گرمند
ولی من مدت زیادی از اونجا دور بودم و موقعیت داشتن دوست اونجا رو نداشتم دوستایی هم که داشتم دیگه پیداشون نمی کنم!!!
حالا کم کم دوستای جدید پیدا می کنم!
قرار وبلاگی خیلی هیجان انگیزه...راستی پست عکس رو برداشتی؟
آره عزیزم ! اونو فقط برا چند نفر گذاشته بودم که اومدن و دیدن و نظرشون رو هم خوندم !!
دیگه بیشتر نیاز نبود اونجا باشه
میخوای من بیام کرمان پیشت؟
اگه بیای که خیلی عالی میشه !!!
یالا پاشو بیا ! بیا دیگه زود بیا
منم میخوااااااااااااام . اما ما هم که تو یه شهر نیسیم
منم 2 تا از دوستای وبلاگیمو دیدم. تلفنی هم مرتب باهاشون تماس دارم خیلی کیف داره
خوش باشی همیشه
منم می خوام!!!!!!!! اما خوب انصافا خیلی قشنگه که دوستایی داشته باشی که تو یه شهر دیگه ان و ندیده در جریان کل زندگیشون هستی !!!!کیف میده خیلی
الهیییییییییییییی


من هم زن دایی کوچیکم کرمانی هستش و من عاااااااااااشقشم بس که گلههههههههههههههه
خدایی من یه تصمیماتی مبنی بر گرفتن مهمونی و جمع کردن بچه های وبلاگی
باید بیای
خوب؟
جیگرتوووووووووووووووووو
تو خودتم خیلی گلی لیمویی جونم !!!!
چه تصمیم خوبی!!!!! اگه اون موقع تهران بودم که از دل و جون میام عزیزززززززززززززززم
من اگه یه روز بچه دار بشم نمیذارم بره مدرسه !
باید بشینه تو خونه درس بخونه
آفرین به مامان آینده نگر!!!!!!
البته شما فعلا عروسیتون رو برگزار کنید بعدا نگرن نی نی تون بشید
سلام وبلاگت قشنگه به منم سربزن
سلام !مرسی چشات قشنگ می بینه ! چشم میام پیشت خانومی
سلام
الهام جان من مدتیه هست که خواننده یه وبلاگتم و می ام و می خونم نوشته هات رو این وبلاگ منه اگه دوست داشتی بیا سر بزن
http://marjani.blogfa.com/
سلام! معلومه که دوست دارم !
سلام
امان از این فنچول ها
کلی خندیدم
کاش منم بودم






ای نامردا حالا تنها تنها قرار میزارین
چه جریاناتی پیش امده بود....اخه طفلی اون فنچوله
خوب راستشو بگو چند سالته؟
خوشحالم که بهتون خوش بگذشته
راستی حسن واقعا کچل بود؟
چیکار کنیم دیگه جنابعالی که خیلی دوری از اینجا !!!
اگر اومدیم مشهد یا تو اومدی طرف ما خیلی دلمون می خواد ببینیمت!!!!
نه بابا بچه پررو کلی مو داشت !!!! اونوخ به خودش میگه کچل !!!! من برم خودمو دار بزنم !!!!
خیلی با حالید شما دوتا...حالا بین خودمون باشه واقعا کچل بووود؟
ما که یه خرمن دیدیم رو سرش !!!!البته تا اونجا که مقنعه اش اجازه میداد!!!!!
منم کرمانم که گلم
اااا...
عجب دنیای کوچیکیه
واااااااااااااااای
دختر چقده ما تشابه داریم
بیبین ما میخوایم بریم ترکیه
شما با تور میرین
یکم راهنماییم کن که کجاها بریم چه جوری بریم م
مـــــــــشی
آره عزیزم با تور می ریم !
چشم وقتی برگشتم تک تک چیزیی رو که لازم داری میام برات توضیح میدم!!!!
آره خیلی تشابه داریم جدی!!!!
شما اگر هر از گاهی هدیه برای دوستانتون بخرید بهتر از شرمندگی خانووووووووووووووووووووممممممممممممممممم